دوباره دادگاه
از اون روزي كه با كلي درخواست خودش ازش جدا شدم ، شايد اين دهمين باره كه درخواست دادگاه برام مياد.
بماند كه از روز اول سر اينكه من وسايلشو برداشتم و به خونه راش نميدم رفته دادگاه تا الام موضوع چك ، خداروشكر كه دوربيني كه خودش براي دزد گذاشته بود فيلمشو برداشته بود كه داشت خونرو خالي ميكرد .
الانم كه دوباره سر چك رفته وكيلشو عوض كرده و حتي حق دادرسي رو هم ريخته جالبه
ولي من چون خدارو دارم ميدونم كه خودش هوامو داره والله خير الماكرين خودش هميشه مي گفت
خدا از دل من خبر داشت و داره و خودش بين ما بالاخره قضاوت ميكنه اينو مطمئنم مثل روز برام روشنه
قراره 19 اسفند برم دادگاه براي چك 730 ميليون توماني خدايا بقلم كن بقلتو ميخواممممممم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۸ ساعت 16:48 توسط سما
|
پس از چهار سال بكش مكش ، با رضا ازدواج كردم ، چهار سال دنبالم بود و با هزار منت كشي بلاخره ازدواج كرديم ولي چيزهايي كه فكر ميكردم با چيزهايي كه بعد از ازدواجم ديدم خيلي فرق ميكنه . متاسفانه فكر ميكنم نميتونم باهاش خوشبخت باشم . اگر زمان به عقب بر ميگشت هيچ وقت قبول نميكردم باهاش ازدواج كنم . بعضي وقتا ميگم كاشكي اينا همه يه خواب باشه و يه دفعه از خواب بپرم. ولي متاسفانه ...