یادم رفته بود بیام زودتر بنویسم ، انقدر شلوغم که نگو

از ج اومدم بیرون و الان مدیر شدم در شرکت زیر مجموعه ج به اسم ج ا    عباسی هم مدیر عامله ،  باعث اومدنم هم خود عباسی شد  که گفت قسمت خرید و تدارکات کار خودته ،   منم مقاومتی نکردم انشالله خیر باشه 

محل کارم خیلی دور شده نزدیک یک ساعت و نیم ترافیک دارم امیدوارم جای شرکت زودتر عوض بشه و حداقل یکم نزدیک بشه

کل مناقصات و خریدهای پروژه چابهار و آبادان اومد اینجا    و الان دو تا نیرو دارم موسوی و قلجانی  خداکنه زود راه بیوفتن 

خلاصه انقدر شلوغم که نگو  زبانم هم دوباره مجبورم بذارم کنار تا یکم راه بیوفته اینجا بعد دوباره ایشالله شرو کنم 

هنوز از دادگاه خبری نشده ولی اینطور که معلومه باید هزینه اعسار رو بدم  خدایا من به تو واگذار کردم خودت بین ما قضاوت کن 

مامان هم نزدیک پنج ماهه به خاطر لاک باهام قهره  

فرزانه هم هنوز دنبال آیلیس هست  امید به خدا اگه براش صلاحه خدایا خودت کمک کن کارش درست بشه

حسام هم داره خونش رو عوض میکنه به خاطر مدرسه دخترش

نرجس هم الان چند وقتیه با کوروش دوسته و با هم زندگی میکنن البته کسی نمیدونه 

احسان هم خبر خاصی نیست 

جواد هم همچنان حالش خیلی رو به راه نیست  خدایا شفاش بده 

منم هسسسستممممم ولی همچنان منتظر شفا  خدایا سلامتی بالاترین نعمتته ازمون نگیر خدا جون