گلگی به خدا
خدایا خیلی حرف ها تو دلم دارم خیلی شکایت ها دارم ولی قبل اینکه شرو کنم ازت خواهش میکنم نذار پای قدر نشناسی و ناشکری بذار یکبار هم که شده راحت همرو بهت بگم خودت میدونی هیچ کسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم و تنها کسی که کاری برای من میتونه بکنه تو هستی
از بچگی که خودت میدونی تو چه شرایطی بزرگ شدم همش دعوا و همش کش مکش بین مامان بابا منم که همش وسط داشتم کتک میخوردم.
بعدشم که یه آدم آشغال رو سر راهم گذاشتی و کسی که به درد بخور باشه ندیدم و با شرایط خانوادگی که داشتم به نظرم بهترین آدم برام همون آشغال بود که زنش شدم.
اونم از کار و دادگاه و بیکاری اون عوضی که مزیت بر علت بد تر شدن زندگیمون شد.
بعدشم که من سرطان گرفتم و درمان و درمان و درمان و اینکه یائسه باشم کم دردی نیستتتتتت.
بعد از همه اینا علی و (ت ب خ ت) که دیگه تیر خلاص بوددددددددددد .
میدونی چیه دیگه نایی برام نمونده دیگه امیدی ندارم دیگه حالی برام نمونده همه اینارو نذار به ناشکری یکم بهم حق بده فقط یکمممممممممممم باورت میشه خیلی نمیتونم به اتفاقاتی که برام افتاده فکر کنم واقعا بهم میریزم واقعااا دیونه میشم نمیکششششششششم .
با همه اینا هنوز بهت امید دارم ولی اگه میخوای برام کاری بکنی بکن دیگه نمیتوننننننننم.
ته همه اینا عاشقتم دوستت دارم ولی این اون عدالتی نیست که من ازت سراغ دارم .
به بعضی ها خیلی نظر داری خدا جون ازت خواهش میکنم یکم هم به من نظر کن خدایا گر به دادم میرسی وقت است وقت ...
پس از چهار سال بكش مكش ، با رضا ازدواج كردم ، چهار سال دنبالم بود و با هزار منت كشي بلاخره ازدواج كرديم ولي چيزهايي كه فكر ميكردم با چيزهايي كه بعد از ازدواجم ديدم خيلي فرق ميكنه . متاسفانه فكر ميكنم نميتونم باهاش خوشبخت باشم . اگر زمان به عقب بر ميگشت هيچ وقت قبول نميكردم باهاش ازدواج كنم . بعضي وقتا ميگم كاشكي اينا همه يه خواب باشه و يه دفعه از خواب بپرم. ولي متاسفانه ...