آبدیت اوضاع
سلام
امروز 21 خرداد 1402 هست حدود پنج ماهه با حسن تموم کردم و حدود همون پنج ماهه که دادگاهم تموم شد. عید بهم پیام داد ولی جوابش رو ندادم تو اردیبهشت هم یه پیام داد و من بازم جوابش رو ندادم نمیتونم به خودم دروغ بگم مناسب من نیست ضعف هاشو نمیتونم نادیده بگیرم مالی، شخصیتی، حمایت گر نیست و ....
دو هفته پیش با همکار نرجس آشنا شدم اسمش محمد رضا بود خیلی شخصیت خوبی داشت و پول خوب البته از صدقه سری پدرش خودم گند زدم با رابطه نابجا اصلا خودم نبودم من خودم رو اونطوری نشناخته بودم چرااااااااااااا نمیدونم قول میدم دیگه تکرار نشه البته اون به خاطر بیماری و موهام هم خیلی با من اوکی نبود معلوم بود تجربه خوبی بود چی بگم البته حرف کاظمی استخاره هم برام مهم بود چون گفت اصلا برای هم خوب نیستید .
الان تنهام ولی میدونم خدا برام خوب خوبش رو میخواد
خدایا برام بهترینش رو به زودی بخواه ازت ممنونم . بوسسسسسس
پس از چهار سال بكش مكش ، با رضا ازدواج كردم ، چهار سال دنبالم بود و با هزار منت كشي بلاخره ازدواج كرديم ولي چيزهايي كه فكر ميكردم با چيزهايي كه بعد از ازدواجم ديدم خيلي فرق ميكنه . متاسفانه فكر ميكنم نميتونم باهاش خوشبخت باشم . اگر زمان به عقب بر ميگشت هيچ وقت قبول نميكردم باهاش ازدواج كنم . بعضي وقتا ميگم كاشكي اينا همه يه خواب باشه و يه دفعه از خواب بپرم. ولي متاسفانه ...