امید یعنی همه چیز
امروز چهارم فروردین 1401 هستش من 13 بهمن با حسن آشنا شدم تو یه کانال دوستی ، خیلی احساس دلتنگی میکردم و واقعا نیاز داشتم با یکی دوست بشم خیلی تنها بودم فقط نیاز داشتم با یکی حرف بزنم باهاش برم بیرون باهاش خوش بگذرونم با چند نفری سلام احوال پرسی کردم ولی به نظرم خیلی بکن در رو بودن با حسن که حرف زدم این حس رو بهم نداد و باهام قرار گذاشتیم دیدمش یه پسر شهرستانی با لهجه خرم آبادی هست ولی حس کردم انسان خوبیه وکیله تو این مدت کمکم کرده تو کار دادگاهم شاید اون فقط اومده که کمکم کنه خدااااااایا خستم چند روز پیش که پیش هم بودیم بهم گفت من اصلا از اینکه تو ازدواج کردی مشکلی ندارم ولی مریضی چی ممکنه دوباره برگرده ؟ ممکنه به جاهای دیگه بزنه ؟ منم براش قاطی کردم گفتم ما فقط دوستیم و اینکه چی قراره برام پیش بیاد خیلی مهم نیست تو رابطمون اسم احتجاب هم بهش دادم گفتم اگه سوالی داشتی میتونی از دکترم بپرسی این دومین بار بود این رو میپرسید ازش ناراحت شدم چون چیزی رو داره ازم میپرسه که ......... فال گرفتم گفت که موندگار نیست به کاظمی زنگ زدم اونم همین رو گفت خیلی به هم ریختم نمیدونم چرا الکی گفتم میدونم چرا چون دوستش دارم چون فکر میکردم آدم خوبیه چون فکر میکردم باهم ازدواج میکنیم ای سرطان لعنییییییییییی
هیچ چیز رو به زور از خدا نمیخوام اون بهتر میدونه ولی ازش گله دارم چرا شفام نمیده چرا نمیگه خوبی دیگه دارو نخور چرااااااااااااااااا
رفتم با کمک حسن دادگاه اقدام کردم که تجدید نظر بشه خدایا من چه گناهی کردم من که از روز اول واگذار تو کردم که تو ببین ما قضاوت کنی اینطوررییییییی
رضا ازدواج کرده سر کارشم که داره میره فقط من بیچاره شدم منی که با دزدی و خلاف اون مخالف بودم
خدایا من ازت میخوام ازت درخواست دارم ازت خواهش دارم کمکم کن سلامتی ، ازدواج خوب ، بچه ، عاقبت بخیری همه رو ازت میخوام و میدونم بهم همش رو میدی کمکم کن خداجون کمکم کن
حسن آدم خوبی به نظرم میاد خدایا هر چی تو صلاح میدونی من ازت خیر میخوام بوسسسسسسسسسس
پس از چهار سال بكش مكش ، با رضا ازدواج كردم ، چهار سال دنبالم بود و با هزار منت كشي بلاخره ازدواج كرديم ولي چيزهايي كه فكر ميكردم با چيزهايي كه بعد از ازدواجم ديدم خيلي فرق ميكنه . متاسفانه فكر ميكنم نميتونم باهاش خوشبخت باشم . اگر زمان به عقب بر ميگشت هيچ وقت قبول نميكردم باهاش ازدواج كنم . بعضي وقتا ميگم كاشكي اينا همه يه خواب باشه و يه دفعه از خواب بپرم. ولي متاسفانه ...