قرص
امروز 31 مرداد 1402 هست از دیشب زد به سرم که قرصم رو قطع کنم نمیخوام دیگه تاموکسیفن بخورم دارم کچل میشم و واقعا روحیم رو خراب کرده
قرآن رو باز کردم و سوره اسرا اومد که خدا رحمت بسیار میده به نیت خیر گرفتم و توکل به خدا
5 سال هست قرص خوردم دیگه واقعا بسته خسته شدم
هنوز کسی تو زندگیم وارد نشده و خیلی دلگیرم من آدم تنهایی نیستم خسسسسستتتتتم
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۲ ساعت 10:18 توسط سما
|
پس از چهار سال بكش مكش ، با رضا ازدواج كردم ، چهار سال دنبالم بود و با هزار منت كشي بلاخره ازدواج كرديم ولي چيزهايي كه فكر ميكردم با چيزهايي كه بعد از ازدواجم ديدم خيلي فرق ميكنه . متاسفانه فكر ميكنم نميتونم باهاش خوشبخت باشم . اگر زمان به عقب بر ميگشت هيچ وقت قبول نميكردم باهاش ازدواج كنم . بعضي وقتا ميگم كاشكي اينا همه يه خواب باشه و يه دفعه از خواب بپرم. ولي متاسفانه ...